تفکر مثبت
انسانهای زیادی وجود دارند که با هیجان تمام درباره بازی زیبای زندگی حرف می زنند اما اقدامی انجام نمی دهند.آدم های زیادی وجود دارند که می گویند: می خواهم زندگیم بهتر باشد. می خواهم به اهدافم برسم. رویاهای بزرگی دارم که می خواهم تحقق یابند. اما برای رسیدن به این اهداف و رویاهای خود چه کاری صورت می دهند؟پاسخ :معمولاً هیچ .روزها می گذرد و کوچکترین تغییری اتفاق نمی افتد.بدین معنی که نه از خودشان مایه می گذارند و نه از ابزار و راه حل های موجود و باورهای موثر و تاثیرگذار استفاده می کنند.من آنتونی رابینز طی بیست و یک سال گذشته زندگیم به سمینارهای ضبط شده ی زیادی گوش داده ام یا در آنها شرکت کرده ام،کتاب خوانده ام و ذهن خود را با داده ها انباشته ام و سپس آنها را به کار بستم تا نتیجه بگیرم.در واقع سالها پیش شروع کردم اما شروع واقعی من روزی بود که دیگر خسته شدم و کارد به استخوانم رسید. به خود گفتم: دیگر هرگز به کمتر از آنچه توانایی و استحقاقش را دارم راضی نخواهم شد. و وقتی آن عشق و شور و حال درونی را در خود یافتم و زندگیم را تغییر دادم هرگز دوباره به پشت سرم نگاه نکردم.
هرگز حاضر نیستم به کمتر از آنچه توانایی و استحقاقش را دارم راضی شوم.« آنتونی رابینز»
هر روز هر کجا که می روید و به هر طرف که نگاه می کنید، آدمهایی را می بینید که بیشتر به مرده ها شباهت دارند تا زنده ها!هیچ گونه شور و شوق و انگیزه ایی در آنها به چشم نمی خورد . گویی فقط زنده اند . اما زندگی نمی کنند.یا بهتر بگویم: زنده مانی می کنند نه زندگانی.دلیلش هم این است که یک جایی، یک روزی،در زندگیشان به کمتر از آنچه می توانستندو استحقاقش را داشتند راضی شدند.بدین معنا که اهداف و رویاهای بزرگی داشته اند و بسیار هیجان زده و مصمم بوده اند، سخت هم تلاش کردند. شاید با تمام وجود از خودشان مایه گذاشتند و آنچه در توان داشتند به کار بستند. اما مایوس و سرخورده شدند. شاید به آنها خیانت شد. خودم در زندگی بارها دچار این احساس شده ام و مطمئن ام که برای شما هم اتفاق افتاده است.اما وقتی چنین اتفاقی برای شما می افتد چه کار می کنید؟ این همان امری است که تفاوت بین انسانها را رقم می زند.بعضی ها عشق و شور زندگی را در خود زنده نگه می دارند و بعضی ها هم جا می زنند و عذر و بهانه می آورند یا می گویند:( همه این آدم هایی که ادعا می کنند دارای شور و شوق زندگی هستندو در ظاهر خیلی موفق و پرهیجان هستند دروغ می گویند و سیاه بازی می کنند.تفکر مثبت دیگر چه چیزی است؟)سپس اتفاقی که برای همه مردم می افتد این است که ناامید می شوند و به رویاهایشان پشت می کنند. می گویند( زیاد هم امیدوار نباش زیادی خوش خیالی!)در واقع وقتی مردم می گویند باور نمی کنیم . بدبین هستیم و ... در واقع می گویند: می ترسیم.کسانی که بدبین و منفی باف هستند در واقع می ترسند دوباره شکست بخورند.اگر درد و رنج شکست را به جان نخرید نمی توانید پیروز بشوید.زیرا درد و رنج شما را وادار می سازد که تلاش کنید و به پیش بروید و به موفقیت هایی برسید که حتی تصورش هم نمی کردید.
این متن نمونه ایی از نوشته های آقای آنتونی رابینز یکی از نویسندگان بزرگ و مشهور است. او توانسته است بعد از 21 سال همانطور که می خواهد زندگی خود را رقم بزند. زندگی او همراه با موفقیت ، شور و شوق زندگی،ثروت ، سلامتی و هزاران هزار رویاهایی که یک روز تنها آنها را تصویرسازی می کرد و امروز توانسته است به یک یک آنها جامه عمل بپوشاند.
مجله،مقاله،تحقیق و بررسی در زمینه های پزشکی و روانشناسی و روانشناسی بالینی